شنبه بیست و هشتم خرداد سال نود، آغاز اعتصاب غذای نامحدود ۱۲ زندانی سیاسی بود. اعتصابی که گویی دوباره در میان همهٔ سرکوبها، فریادی را طنین انداز کرد.
اعتصابی اعتراضی که نه فقط واکنش به مرگهای دردآور روزهای گذشته، هاله سحابی، هدی صابر و یا پیشتر سیامک پورزند، که کنشی معطوف به احیای امر سیاسی عقیم شده است.
بیایید انضمامیتر، طرح مسئله کنیم: اصلا آیا در چنین فضایی، اعتصاب غذا و جان خود را در مواجه با مرگ قرار دادن، ضرورتی روششناختی داشت؟ آیا اعتصاب غذا، آن هم بیهیچ مطالبهٔ عینی و صریح در متن بیانیهٔ صادر شده از سوی اعتصابکنندگان، نتیجهای در برخواهد داشت؟
و یا سوال را از سوی دیگر بپرسیم؛ از جایی که ما ایستادهایم: آیا حمایت از اعتصاب غذای آنها، امری سیاسی است؟ آیا حمایت از اعتصاب غذایی که به سوی مرگ نشانه رفته است، امری اخلاقی است؟
برای پاسخ به این سوالات، باید از برخوردهای ذاتگرایانه در مواجهه با اعتصاب غذا دور شویم. چه کسی است که دم از حقوق انسانی بزند و از مرگ یک انسان حمایت کند. بنابراین نفس اعتصاب غذای نامحدودی که تداوم و پافشاری در آن، سرانجامی جز مرگ یک انسان ندارد، به دور از مولفههای سیاسی محیط شده در آن، از سوی بسیاری منع خواهد شد.
مازوخیسم اخلاقی نهفته در اعتصاب غذای زندانیان، در بدویترین نگاه، اعتراض را ترسیم خواهد کرد. اعتراضی که این بار خود، دست به خشونت میزند؛ خشونت بر بدن. اعلام حمایت از اعتصاب غذا، خود در مخاطرهٔ بازتولید خشونت است؛ خشونتی بر بدن خویش. اما آیا پافشاری بر چنین ادبیاتی، نوعی ژست انسان دوستانه و ریاکارانهٔ برآمده از اِنفعال در برابر ستموارگی نخواهد بود؟
۱۲ زندانی سیاسی در انتهای بیانیهشان این جمله را مینویسند: «به امید آنکه جنبش مسالمت آمیز ایران پویاتر و از تکرار چنان فجایعی پیشگیری شود.»
تاکید بر جنبش مسالمت آمیز ایران نکتهای است که در رادیکالیسم نهفته در حرکت اعتراضی آنها دوباره گوشزد میشود. اما در همان جملهٔ پایانی مطالبهای نیز مطرح شده است: پویایی و خروج از انفعال و سکوت. این نکتهای است که در بسیاری از تحلیلها و یادداشتهای پیرامون این اعتصاب به آن توجه شد. پیام اعتصاب بیش از آنکه مخاطبش حاکمیت ایران باشد، فعالین سیاسی معترضی است که این روزها در سکوت و انفعالی فرو رفتهاند که بدون شک بخشی زیادی از آن نتیجهٔ سرکوبهای سیستمی صلب و سخت است، اما بخشی نیز به فرو رفتن آنها در تنهایی مربوط است. به زعم هانا آرنت آنچه مردم را برای سلطهٔ توتالیتاریسم آماده میکند، تنهایی است. ۱۲ زندانی با هم دست به اعتصاب میزنند. تن های خود را قربانی میکنند تا جنبش را از فرو رفتن در تنهایی کنشگران آن نجات دهند. هر یک از آنها مسیح وار ندا میدهد: بگیرید، بخورید، این گوشت تن من است.
آنها در پایان آرزو میکنند تا از تکرار چنان فجایعی پیشگیری شود. در این عبارت واقعیتی نهفته است: ۱۲ زندانی در این بیانیه، مرگ هدی صابر و هاله سحابی و... را فاجعه مینامند؛ با این حال خود دوباره، دست به کنشی میزنند که نتیجهاش تکرار همین فاجعه خواهد بود، اما یادآور میشوند به امید آنکه از تکرار چنان فجایعی پیشگیری شود: از اینکه هاله سحابی زیر جنازهٔ پدر قربانی شود. از اینکه هدی صابر در اعتصاب و در زندان به کام مرگ رود. از اینکه سیامک پورزند خود را از پنجره به سوی مرگ برهاند...
من از اعتصاب غذای آنها حمایت میکنم و نوعی هم حسی با اعتصاب کنندگان را به رسمیت میشناسم؛ این هم حسی (Sympathy) با اعتصاب کنندگان، بواسطهٔ همجواری قبلی اعتصاب غذا با مرگ (آنگونه که بر هدی صابر رفت) میتواند جامعهای به انفعال رفته را به جنبش وا دارد.
دوست عزیزم علی ثباتی در انتهای یادداشتی بر اعتصاب غذا، مینویسد: «اینجا با بدنی مواجهیم که میخواهد بمیرد تا بماند.» نکتهای که درست به آن اشاره شده است. شاید در نگاه نخست ما با تناقضی روبرو شویم: جنبشی اعتراضی برای زندگی شکل میگیرد و در متن آن کسی زندگیاش را قربانی میکند. یعنی آنچه خود دلیل اعتراض بود (زندگی)، قربانی اعتراض میشود. اما در این کنش، نوعی هویت یابی معکوس جنبش اعتراضی نهفته است.
اکتفا کردن به روزهٔ سیاسی در حمایت از زندانیان، فرو رفتن در تجربهٔ هر روزی تودهها یعنی در حاشیه بودن و تنهایی است و این همان چیزی است که اعتصاب کنندگان برای رهایی از آن دست به چنین کنش جمعی زدند. بیش از آنکه از اعتصاب کنندگان بخواهیم اعتصاب خود را بشکنند، باید از خود بخواهیم تا درهای زندانها را بشکنیم. باید از خود بخواهیم مُهرهای سکوت را بشکنیم، بتهای خودخواهی و دروغ را بشکنیم.
نیروهای اجتماعی دوباره جمع شویم و چارهای بیندیشیم.
در همین ارتباط یادداشتهای زیر از دوستان وبلاگ نویس منتشر شده است:
آرمان امیری: آنکه در برابر بیداد نسخه سکوت میپیچد همپیمان نانوشته جلاد است
آرش بهمنی: مخاطب اعتصاب غذا کیست؟
آرش حسینی پژوه: امروز زندان بانان اوین، مشغول براندازی نظام اند